چه ساده پرید و دلم شکست
چقدر حرف بود و من......فقط سکوت کردم.... چقدر حرف هست و من فقط سکوت میکنم....آمدنت را سکوت کردم....داشتنت را سکوت کردم رفتنت را سکوت کردم....انتظار بازگشتت را هم....حالا نوبت توست
باید در سکوت به تماشا بنشنی
...سوختنم را
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 0:27  توسط رضا
|
