تبليغاتX
دلتنگی های یه مشکی پوش

دلتنگی های یه مشکی پوش

یه جای تنگ و تاریک مثل قبر ...

برو با خیال راحت

برو گمشو....

بروخوبم به سلامت ، تو به من دینی نداری

      برو با خیال راحت ، چرا اینقدر بی قراری ؟

     برو پیش عشق تازه ت ، نگران من نباش

     تو چشام نگاه نکن ، نمک رو زخم من نپاش

     نمی خوام توی نگاهت ببینم نفرتو راحت

     یا تحملم کنی و واسه تو بشم یه عادت

     اگه دیگه چشمای من تو دلت جایی نداره

     اگه حرفام روی لب هات گل لبخند نمی کاره

     برو تا بازم بخندی ، من به لبخند تو زنده م

     وقتی تو پیشم نباشی ، به خیالت دل می بندم

     اگه واسه قصه ی ما شعر عاشقونه ای نیست

     یا اگه برای موندن دیگه هیچ بهونه ای نیست

     اگه فکر میکنی دیگه ، این من و تو ما نمیشه

     برو خوبم ، به سلامت ، خوب و خوش باشی همیشه

     تو که تقصیر نداری ، تنهایی تقدیر منه

     غم و گریه و جدایی ، همه تقصیر منه

     برو خوبم ، به سلامت تو به من دینی نداری

     برو با خیال راحت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 22:4  توسط رضا  | 

کسی که عاشق است...

باز یک غزل حکایت کسی که عاشق است

باز ما و کشف خلوت کسی که عاشق است

در سکوت چشم دوختن به جاده های دور

باز انتظار عادت کسی که عاشق است

دستهای التماس ما گشوده پس کجاست؟

دستهای با محبّت کسی که عاشق است

باز هم سخن بگو سخن بگو شنیدنی ست

از زبان تو حکایت کسی که عاشق است

من اگر بخواهمت نخواهمت تو خوب باش

مثل حسن بی نهایت کسی که عاشق است

بغض های شب همیشه سهم نا امید هاست

خنده های صبح قسمت کسی که عاشق است

شاخه ها خدا کند به دست باد نشکند

عشق یعنی استقامت کسی که عاشق است

منتظر نایستید٬نوبت شما که نیست

نوبت من است٬نوبت کسی که عاشق است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 22:2  توسط رضا  |