خوابت را دیدم...

دیشب خوابت را دیدم
ساکت و بی صدا
سرد و بی تفاوت بودی
وجودم پر بود از تو
تو خالی بودی از من
نگاهت می کردم ، هستی ام با بودنت شکل می گرفت
اما من انگار می دانستم که این تنها یک رویاست
ذره ذره می سوزم اما هیچ کس مرا نمی فهمد
این فقط یک رویاست
بودنت برای من یک دریاست
آه که چقدر ناتوانم
ساکت و بی صدا
سرد و بی تفاوت بودی
وجودم پر بود از تو
تو خالی بودی از من
نگاهت می کردم ، هستی ام با بودنت شکل می گرفت
اما من انگار می دانستم که این تنها یک رویاست
ذره ذره می سوزم اما هیچ کس مرا نمی فهمد
این فقط یک رویاست
بودنت برای من یک دریاست
آه که چقدر ناتوانم
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:14  توسط رضا
|
