تبليغاتX
دلتنگی های یه مشکی پوش

دلتنگی های یه مشکی پوش

یه جای تنگ و تاریک مثل قبر ...

با من باش گلکم ...

با من باش گلکم

من که بی تو میمیرم

عزیزم چی بگم؟

اشکامو ندیدی

چرا از من بریدی؟

عزیزم چی بگم؟

واسه تو چی بودم؟

یه مشتی خاک ناچیز

عزیزم چی بگم؟

منو تنها نذاری تو جاده های پاییز

دل پر از گلایم رفیق دردا شده

بعد سفر کردنت اسیر غم ها شده

با من باش گلکم

من که بی تو میمیرم

عزیزم چی بگم؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 1:7  توسط رضا  |