قلب ترک خورده

بعد از سفري بي عشق از حادثه مي آيم
با شوق تو مي رفتم بي وسوسه مي آيم
يک قلب ترک خورده سوغات محبت بود
پاداش دل ساده نيرنگ و خيانت بود
من از تو چه سر بودم اي بي نفس کمرنگ
من حادثه ي روزم تو شب زده ي دل سنگ
خاکستر جا مانده از فاجعه ي ققنوس
اندوه شب سربي در با ور يک فانوس
درعشق تو فرسودم پايان قشنگي بود
مزد همه ي خوبيم افسوس دورنگي بود
اي از غم من سرخوش شکم به يقين خشکيد
محکوم عذابي تو در دايره ي تمديد
لايق تر از اين بودم عشق تو حماقت بود
يک عمر هدررفته تاوان رفاقت بود
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 14:38  توسط رضا
|
