ساده بگم...

روزی را که رفتی فراموش نخواهم کرد
دلم ابری بود و چشمانم سخت بارانی
من با خود اندیشیدم؟
اندیشیدم که ایا کسی جز تو می تواند همسفر لحظه لحظه هایم باشد؟
افسوس که تو در فصل برگریزان برای همیشه رفتی تا من همواره بر گور خاطراتم گریه کنم
خیال نکن که خیالم خالی از یاد توست ، نه هرگز !
فقط به حرمت سنگینی غرورم است که سکوت می کنم و ان قدر بی صدا می مانم تا تو در
فصل شکفتن برای همیشه بیایی و بمانی
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 4:39  توسط رضا
|
