اشک منو در نیار
یه روز و روزگاری خیلی دوست داشتم
گل عشقت تو رو توی این دلم کاشتم
اما بعد یک عمر خونه دل خوردن
فهمیدم تو دلت جایی نداشتم
میگفتی عشقت منم تویی پاره ی تنم
فکرشو نکن یه روزی ازت دل بکنم
عشق تو رو خواستم رو چشات گزاشتم
اما باز سوی دلت جایی نداشتم
اشک منو در نیاز پا رو دل من نزار
قلب من واسه تو سر به سر من نزار
اشک منو در نیار اشک منو درنیار
اخه هیچکی مثل تو حرفمو نمی خونه
اگه بری تو جای تو خالیه تو خونه
اشک منو در نیار اشک منو درنیار



